درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها
نويسندگان
|
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
طراحی سایت
در حقیقت ما در بدو تولد شخصیتى آرمانى نداشتهایم و تربیت ما نقاط منفى بسیارى را در خود دارد، پس مسۆول ما در دوران تکلیف و بلوغ کیست؟
و چه کسى زیان خواهد دید اگر به همین حال باقى بمانیم؟ حقیقتاً ما به تربیت نیازمندیم ولى چه کسى ما را تربیت مىکند؟ قرآن بهترین وسیله براى تربیت ماست لذا هر کس باید خود را بر قرآن عرضه دارد تا به انحرافاتش پى برد.
مانعى که بر سر راه تربیت انسان قرار دارد عدم پذیرش این حقیقت است که هدف هدایت اوست در حالى که هر فردى پیش خود مىپندارد دیگران به چنین هدایتى نیاز دارند و خود از تعلیم و تربیت بىنیاز است و از همین رو فرد باید با خود باورى و ایمان اینچنین اندیشه و فکر نادرستى را کنار بگذارد داستانهاى قرآن و تمثیلهاى آن را آیینهاى تمام نما براى خود فرض کند و خود و اعمال خود را در آن ببیند و با آیینه قرآن مطابقت دهد، و این که اگر عمل خیر انجام دهد به پاداش مىرسد و اگر گناهى مرتکب شود عقوبت و کیفر او را در بر خواهد گرفت و به این ترتیب خود را در معرض آیات قرآنى قرار دهد تا بتواند خود را تربیت کند و به تزکیهخویش بپردازد.
از همین روست که در حدیث از امام جعفر صادق علیه السلام مىخوانیم که فرمود:
“هر یک از اصحاب محمّد صلى الله علیه و آله قرآن را در یک ماه یا کمتر مىخواندند ولى نباید قرآن را به سرعت خواند، بلکه باید به ترتیل خوانده شود و هرگاه به آیهاى برخوردید که در آن ذکر بهشت بود درآن توقّف و درنگ کنید و آن را از خداوند بطلبید و هرگاه به آیهاى برخوردید که در آن ذکر دوزخ بود توقّف کنید و از آن به خدا پناهبرید.(۴۰)” این درباره پاداش و عقاب است، امّا چگونه مىتوان با قصص قرآن نفس را تزکیه و از آلودگىها پاک کرد؟
امام صادق علیه السلام می فرماید: “بر شما باد تمسّک به قرآن، پسهرگاه آیهاى یافتید که پیشینیان با آن نجات یافتهاند آن را بگیرید و اگر آیهاى یافتید که پیشینیان با آن به هلاکت رسیدهاند از آن دورى کنید.(۴۱)”
بدین ترتیب مىتوانیم انحرافاتى که دل و درون ما را فراگرفته کشف کنیم و به وسیله قرآن به ارزیابى آنها بپردازیم همچنان که مىتوانیم آیات را به گونهاى فراگیرتر و عمیقتر درک کنیم، زیرا مقرون کردن قانون موجود در قرآن با تطبیق آنچه که ریشه در نفس دارد بهترین وسیله براى درک این هر دو امر است.
همانطور که قرآن دو بعد تزکیه و تعلیم را در بردارد شیوه تدبّر نیز چنین است، ولى ما آن دو را با یکدیگر ادغام مىکنیم تا بدینترتیب برنامهاى کامل تدارک دیده باشیم که شرح آن چنین است:
۱ – هدف از تدبّر، شکل دادن به شخصیّت خواننده و رسیدن به اهداف مشروع و شناخت حقّ و یافتن نیروى کافى براى اجراى آنمىباشد.
۲ – تدبّر یعنى تفکر منطقى در معناى حقیقى آیه در حالى که تفسیر به رأى یا جعل معنا براى آیه از این تفکر بىنیاز است و از سوى دیگرتدبّر واجب و تفسیر به رأى حرام است.
۳ – به محور تدبّر کند که پیرامون قوانین علمى است که آیات قرآن، آن را در بردارد و نیز جستجوى شیوههاى تربیتى که در آیات آمده است و در یک سخن شناخت ظاهر تربیت و باطن علم از قرآن.
۴ – محور تدبّر در حقایقى منحصر است که اندیشه متدبّر به آن راه مىیابد (که این محکم نامیده مىشود)، امّا آنچه را که متدبّر از درک آن عاجز است به کنارى مىنهد تا زمان درکش فرا رسد (و این همان متشابه است)
۵ – براى شناخت ظاهر لفظ قرآن باید به دو شرط به لغت رجوع شود:
الف – پاکسازى ذهن از رسوبات محیط محدود و تنگ و تکیه بر معناى زلال عربى آن.
ب – تفکر در ریشه اصلى که سایر معانى خاص از آن مشتق شدهاند و بدین ترتیب مىتوانیم موارد استعمال و کاربرد لفظ را جمع کنیم تامعناى مشترک میان آنها را بیابیم و آن را درک کنیم.
۶ – باید موارد استعمال لفظ قرآنى را جمع و مقایسه کنیم تا براساس سیاق هر یک به معناى مشترک میان آنها پى بریم.
۷ – هنگام تدبّر در هر آیه باید این سۆال را مطرح کنیم که چرا قرآن این کلمه را به کار گرفته و ویژگى این کلمه در میان کلمات مترادف چیست؟
۸ – باید در پى تفسیر صحیح باشیم و از منحصر کردن آیات قرآن در شأن نزول آن -یا تنها یک مورد تاریخى- بپرهیزیم و از مورد خاص آنبه نظایرش راه یابیم و درپى آن درخواهیم یافت که چه ویژگیهایىموجب نزول این آیه گشته است.
۹ – باید ظاهر قرآن را به هفت بخش) امر، تشویق، نهى، بیمدادن، قصص تاریخى، مثل هاى بیانى و جدل با دشمنان( تقسیم کنیمو پیش خود بیندیشیم که این آیه چند بخش آن را در بردارد؟
۱۰ – باید پیرامون ارتباط و پیوند دو جمله یا دو آیه یا مجموعه آیات با یکدیگر تدبّر و تفکر کنیم و درپى کشف دو نوع ارتباط باشیمکه عبارتند از:
الف – رابطه علمى به گونهاى که اوّلى سبب دومى یا هر دو مسبّب سبب سومى به شمار آیند.
ب – رابطه تربیتى به گونهاى که یکى مستوجب دیگرى شود تا این مجموعه شیوهاى کامل را براى تزکیه و تربیت فرد شکل دهد.
۱۱ – باید به صفات نفسانى و عقلى آراسته گردیم تا بتوانیم حقایق قرآنى را دریابیم، این حقایق عبارتند از:
الف – ایمان به وحى و این که آن سند میان ما و خداى ما و سخنى مستقیم است براى ما از سوى خالقمان.
ب – آمادگى بر اجراى تعالیم و تسلیم در برابر احکام آن حتّى درصورتى که مخالف منافع ما باشد یا با سنّتهاى گذشته و اندیشههاىجامعهمان تعارض داشته باشد.
ج – تکیه بر یک کانون در جستجوى حقیقت که آن را “تروّى” گویند -به مفهوم تدبّر عمیق- و در غیر این صورت مواد دیگر اینشیوه همچون پوست بدون مغز خواهد بود.
د – شجاعت توسّل به حقّ و اعتماد به اندیشه یا به واقعیّاتى که اندیشه به سوى آن هدایت مىکند.
۱۲ – باید حتّى در موضوعات قرآن کریم در پى تطبیق زنده آنباشیم و کسانى را جستجو کنیم که قرآن آنها را توصیف مىکند یااوضاعى که قرآن آن را تبیین مىدارد یا نتایجى که قرآن آن را بیانمىکند.
۱۳ – باید قرآن را درباره خود تطبیق کنیم تا هر آنچه را که کتاب خدا بیان داشته در خود بیابیم و از بلایایى که ممکن است به ما برسد بهراسیم .
شما هم وقتی به مهمانی میروید حتما دوست دارید که فرزندتان مانند بزرگترها به همه سلام کند و با ادب و احترام در جمع بنشیند و با همه احوالپرسی کند. نه تنها شما بلکه همه انسانها از بچههای با ادب و مبادی آداب خوششان میآید و دلشان میخواهد که فرزندان آنها هم چنین خصوصیاتی داشته باشند. اما اگر فرزند شما یکی از آنهایی باشد که اغلب فراموش میکند سلام کند و یا وقتی دیگران به او سلام میکنند به جای جواب دادن با بیمحلی رد میشود و یا پشت شما خودش را پنهان میکند، چه میکنید؟
سلامت نیوز لابد شما هم به دنبال راه و روشی میگردید که به او گفتن این کلمات ساده مودبانه اما زیبا و دوست داشتنی را یاد بدهید. ممکن است تعجب کنید از اینکه آموزش همین کارهای ساده و کوچک هم این قدر میتواند ظریف و پیچیده باشد. در این مقاله میخواهیم شما را با روشهای آموزش سلام و خداحافظی به کودکتان آشنا کنیم.اگر کودک شما اغلب سلام گفتن را فراموش میکند شما چه میکنید؟ ممکن است سعی کنید تا با تشویق او را به گفتن سلام وادار کنید! مثلا از او میپرسید؟« الان چی باید بگی؟» یا «کلمه جادویی در این زمان چیه؟» این روشی است که اغلب والدین به کار میبرند اما خیلی هم موفقیتآمیز نیست.
عمل بهتر از کلام
اغلب ما والدین عادت داریم به فرزندانمان بایدها و نبایدهای زیادی را تحمیل کنیم که خیلی از آنها را خودمان هم اجرا نمیکنیم. آن وقت است که هر چه میگویید میبینید فرزند شما پای تلویزیون نشسته و وقتی شما از سر کار بر میگردید حتی سرش را هم برای گفتن سلام به شما تکان نمیدهد. انتظار نداشته باشید فرزند شما هم مانند لقمان حکیم ادب را از بیادبان بیاموزد! بهتر است بدانید به جای هر روش آموزشی، لازم است خودتان الگو باشید. اگر شما هر وقت وارد منزل میشوید به اهل خانه بلند سلام بگویید و موقع رفتن خداحافظی فراموشتان نشود، فرزند شما هم همینها را یاد خواهد گرفت.
حتی نیاز نیست شما به او بگویید که چه موقع سلام میکنید و چه موقع خدانگهدار میگویید او ناخودآگاه از سن ۲ سالگی عادتهای شما را بر میگیرد و تقلید میکند. مثلا وقتی پدر وارد میشود اگر مادر به خوبی از او استقبال کرده و بگوید سلام خوبی خسته نباشی! آنوقت خواهید دید که فرزندتان همین کلمات را چگونه تکرار خواهد کرد. هنگام خارج شدن از منزل هم اگر ببیند بزرگترها برای هم آرزوی روز خوشی دارند او هم بعد از چندین بار مشاهده همین حرفها را تکرار خواهد کرد.لطفا و متشکرم هم از آن کلماتی هستند که همه والدین دوست دارند از زبان فرزندانشان بشنوند. شما هم اگر دوست دارید فرزندتان این کلمات را بکار ببرد، درصحبت با او زیاد از این کلمات استفاده کنید. مثلا هنگامی که از او میخواهید سر سفره بیاید بگویید «دخترم لطفا بیا سر میز! میخواهیم شام بخوریم. و وقتی او سریع به شما جواب داد و با خوشحالی سر میز حاضر شد به او بگویید ممنون که اینقدر زود حاضر شدی!» الگو بودن شما به او کمک میکند تا این عادت را یاد بگیرد.
پاداش بدهید
اگر فرزندتان هنگامی که از شما چیزی میخواهد از کلمه لطفا استفاده میکند حتما او را تشویق کنید. متشکرم معمولا کلمهای است که دیرتر از لطفا بر زبان کودکان جاری میشود. اما معمولا تا سن ۴-۵ سالگی کودک شروع به استفاده از این کلمه«متشکرم» میکند. بد نیست اگر گاهی با ملایمت و ملاطفت به او یادآوری کنید که اگر از عبارتهای مودبانه استفاده کند، انسانها تمایل بیشتری به برآوردن خواستههای او نشان خواهند داد. و به او بگویید که اگر از دیگران به خاطر کاری که کردهاند تشکر کند، آنها احساس بهتری خواهند داشت. کلمه دیگری که بسیار مفید است کلمه ببخشید است که شاید از همه این کلمات دیگر بیشتر به درد بخورد. اما اغلب والدین بیش از اندازه از این کلمه استفاده میکنند و کودکشان را مجبور میکنند در بدترین و بحرانیترین موقعیتها به خاطر کاری که کرده عذرخواهی کند. روانشناسان معتقدند بهتر است به جای اینکه کودک را وادار کنید طوطیوار کلماتی را تکرار کند، به او حس همدردی را یاد بدهید. از او نخواهید که بگوید متاسفم یا ببخشید. بلکه احساس تاسف را در او ایجاد کنید. تا خود به خود این کلمات از زبانش جاری شود. به او توضیح دهید که چرا کاری که انجام داده اشتباه بوده است. مثلا اگر ماشین کودک دیگری را گرفته و او گریه میکند به او بگویید: ببین چقدر این پسر ناراحت شده میخواهی یادت بدم چه کنی که او احساس بهتری پیدا کنه؟ بیا ماشینشو بهش بده و اشکشو با این دستمال پاک کن! اگر او از شما یا دیگران به خاطر کاری که کرده بود عذر خواهی کرد، او را تشویق کنید. لازم نیست به او جایزه بدهید؛ همین که او را در آغوش بگیرید و از او به خاطر همدردیاش تشکر کنید و به او نشان دهید که بیان تاسفش حال شما و دیگران را بهتر کرده، کافی است.
میزی برای همه خانواده
یکی دیگر از آدابی که والدین دوست دارند به فرزندانشان یاد بدهند عادات غذا خوردن و پشت میز نشستن در مهمانی و رستوران است. ممکن است این سوال برایتان پیش آمده باشد که از چه زمانی میتوان این آداب را به کودک یاد داد؟بهتر است با این ایده شروع کنید که وقت غذا خوردن وقت لذت بردن است و با آداب و رفتار خوب در هنگام این لذت میتوان زمان بیشتری را با خوشی و لذت طی کرد. لازم است با کودک خود درباره اهمیت رفتار خوب در همه جا صحبت کنید و او را تشویق کنید که تصمیم بگیرد خودش را به عنوان یک آدم مودب در بین دیگران معرفی کند. یادتان نرود که توقعاتتان باید واقعبینانه باشد. سپس درباره آداب کمی جدیت به خرج دهید تا این رفتار برای کودک عادت شود.از یک کودک ۳ ساله نباید انتظار داشته باشید بدون اینکه غذایش بریزد قاشق را در دهانش ببرد و بخورد. البته یادتان باشد هر عادتی با تکرار بیشتر بهتر جا میافتد. بنابراین تعجب نکنید اگر یک کودک ۲ ساله هم بتواند آداب غذا خوردن را تا حد زیادی اجرا کند. اگر چه احتمالا هنوز کودکی در این سن نمیداند که نباید چاقو را به دهان برد اما میتواند آداب اساسی را اجرا کند. البته این هم بستگی به این دارد که تازه ۲ ساله شده یا اینکه به مهدکودک میرود؟
آدابی برای ۲ سالهها
بعضی از آدابی که میتوان در این سنین به کودک آموخت و آنها را تشویق کرد تا درست انجام دهند:
شستن دستها قبل از نشستن سر میز یا سفره
نیاوردن اسباب بازی سر میز یا سفره
پرت نکردن و چنگ نزدن غذا
نکوبیدن قاشق چنگال روی میز
تف نکردن غذا
فریاد نزدن و ندویدن دور میز یا سفره غذا
استفاده از لطفا و ممنون هنگام سرو غذا
استفاده از قاشق و چنگال به جای انگشتان برای خوردن غذا
تشکر از تهیه کننده غذا و شکر گویی برای نعمتهای خدا قبل از بلند شدن از سر سفره
گذاشتن ظرف کثیف غذا در سینک ظرفشویی یاروی میز
اگر کودک کمی بزرگتر است و از اینکه مانند بزرگترها رفتار کند لذت میبرد میتوانید جزییات بیشتری را به او یاد بدهید. مثلا اینکه چگونه از دستمال برای تمیز نگه داشتن لباس و پاک کردن دور دهانش بعد از غذا استفاده کند. از او بخواهید تکههای غذا را کوچکتر گاز بزند و با دهان بسته غذا را بجود. نوشیدنیاش را هورت نکشد و با صدا نخورد. در این سن دیگر او میتواند صبر کند تا تمام افراد خانواده سر سفره حاضر شوند و سپس خوردن غذایش را شروع کند. او حتی میتواند درباره غذای مورد علاقهاش اظهار نظر کند و البته میتواند بداند که نباید نفرتش را از بعضی دیگر بیان کند.
زمانی برای ارتباط
در خیلی از جوامع زمان غذا خوردن فرصت مناسبی برای برقراری ارتباط با دیگران است و همین فرصت برای یادگیری مهارتهای ارتباطی وجود دارد بنابر این یادتان نرود که فرزندتان را هم در گفتگوهایی که دور میز غذا با هم دارید شرکت بدهید تا او هم کم کم این مهارتها را یاد بگیرد.همانطور که قبلا هم گفتیم بهترین روش برای آموزش این آداب این است که خودتان در عمل آن را اجرا کنید و به او نشان دهید که چگونه این آداب را اجرا کند. سر میز آرام صحبت کنید، داد نزنید و دعوا نکنید، هنگامی که غذایی را میخواهید از سمت دیگر سفره به شما بدهند، استفاده از کلمه لطفا و متشکرم را از یاد نبرید. هنگام غذا خوردن با تلفن صحبت نکنید، روزنامه نخوانید و تلویزیون تماشا نکنید. به کودک عملا نشان دهید که چگونه با رعایت آداب سفره و غذا خوردن میتواند به دیگران احترام بگذارد.
ثبات داشته باشید
با یکی دوبار نمیتوانید انتظار داشته باشید که فرزندتان رفتار خوب را یاد بگیرد. لازم است شما در رفتار خوب با ثبات باشید و همیشه این رفتار را اجرا کنید تا فرزند شما هم یاد بگیرد. تکرار و ثبات میتواند یک رفتار خوب را در کودک شما به تدریج تبدیل به یک عادت خوب کند. بنابراین وقتی یک رفتار خوب را به فرزندتان معرفی میکنید، انتظارات خود را به وضوح برایش بیان کنید و از یاد آوریهای ملایم برای تاکید استفاده کنید. مثلا وقتی با دست غذا را بر میدارد با آرامش قاشق را در دستش بگذارید و وقتی لیوان آبش را پر کردید بلافاصله به او بگویید ممنون تا برایش یاد آوری شود.هنگامی که فرزندتان سر سفره رفتار خوبی داشت، مثلا آرام نشسته بود و مودبانه غذا میخواست او را تشویق کنید ولی یادتان نرود که تشویق بیش از حد نکنید چون کودک احساس میکند زمان غذا خوردن مانند یک امتحان شخصی برای اوست و او مرکز همه توجهات در این زمان است. اجازه دهید کودک هنگام غذا خوردن احساس راحتی کند و معذب نباشد. درسهای خود را به تدریج یاد خواهد گرفت.
دو دوست در بیابان همسفر بودند. در طول راه با هم دعوا کردند. یکی به دیگری سیلی زد. دوستی که صورتش به شدت درد گرفته بود بدون هیچ حرفی روی شن نوشت: « امروز بهترین دوستم مرا سیلی زد».
آنها به راهشان ادامه دادند تا به چشمه ای رسیدند و تصمیم گرفتند حمام کنند.
ناگهان دوست سیلی خورده به حال غرق شدن افتاد. اما دوستش او را نجات داد.
او بر روی سنگ نوشت:« امروز بهترین دوستم زندگیم را نجات داد .»
دوستی که او را سیلی زده و نجات داده بود پرسید:« چرا وقتی سیلی ات زدم ،بر روی شن و حالا بر روی سنگ نوشتی ؟» دوستش پاسخ داد :«وقتی دوستی تو را ناراحت می کند باید آن را بر روی شن بنویسی تا بادهای بخشش آن را پاک کند. ولی وقتی به تو خوبی می کند باید آن را روی سنگ حک کنی تا هیچ بادی آن را پاک نکند.»
داستان ما اینگونه آغاز میشود که :
در یک دزدی بانک یکی از ایالات آمریکا دزد فریاد کشید :
“همه افراد حاظر در بانک ، حرکت نکنید ، پول مال دولت است و زندگی به شما تعلق دارد”
همه در بانک به آرامی روی زمین دراز کشیدند
این «شیوه تغییر تفکر» نام دارد، تغییر شیوه معمولی فکر کردن .
هنگامیکه دزدان بانک به خانه رسیدند، جوانی که (مدرک لیسانس اداره کردن تجارت داشت)
به دزد پیرتر(که تنها شش کلاس سواد داشت) گفت «برادر بزرگتر، بیا تا بشماریم چقدر بدست آورده ایم»
دزد پیرتر با تعجب گفت؛ «تو چقدر احمق هستی، اینهمه پول شمردن زمان بسیار زیادی خواهد برد.
امشب تلویزیون ها در خبرها خواهند گفت ما چقدر از بانک دزدیده ایم»
این را میگویند: «تجربه» اینروز ها، تجربه مهمتر از ورقه کاغذ هایی است که به رخ کشیده میشود!
پس از آنکه دزدان بانک را ترک کردند ، مدیر بانک به رییس خودش گفت، فوری به پلیس خبر بدهید.
اما رییس اش پاسخ داد: «تامل کن! بگذار ما خودان هم ۱۰ میلیون از بانک برای خودمان برداریم
و به آن ۷۰ میلیون میلیون که از بانک ناپدید کرده بودیم بیافزاییم»
اینرا میگویند «با موج شنا کردن» پرده پوشی به وضعیت غیرقابل باوری به نفع خودت !
رییس کل می گوید: «بسیار خوب خواهد بود که هرماه در بانک دزدی بشود»
اینرا میگویند «کشتن کسالت» شادی شخصی از انجام وظیفه مهمتر می شود.
روز بعد، تلویزیون اعلام میکند ۱۰۰ میلیون دلار از بانک دزدیده شده است.
دزد ها پولها را شمردند و دوباره شمردند اما نتوانستند ۲۰ میلیون بیشتر بدست آورند.
دزدان بسیار عصبانی و شاکی بودند:
«ما زندگی و جان خودرا گذاشتیم و تنها ۲۰ میلیون گیرمان آمد.
اما روسای بانک ۸۰ میلیون را در یک بشکن بدست آوردند.
انگار بهتر است انسان درس خوانده باشد تا اینکه دزد بشود.»
اینرا میگویند؛ «دانش به اندازه طلا ارزش دارد»
رییس بانک با خوشحالی میخندید زیرا او در ضرر خودش در سهام را در این بانک دزدی پوشش داده بود.
اینرا میگویند؛ «موقعیت شناسی» جسارت را به خطر ترجیح دادن.
در اینجا کدامیک دزد راستین هستند؟
آیا میدانستید که دانشمندان ثابت کرده اند که گل سرخ ترکیبی از بوی ۴۰ نوع گل مختلف است؟
آیا میدانستید که این حقیقت دارد که به راستی فیل از موش میترسد؟
آیا میدانستید که شلوغ ترین مکان دنیا کندوی زنبور عسل است؟
آیا میدانستید که در حال حاضر ۶ میلیون اختراع در جهان وجود دارد که ادیسون با ۱۰۹۴ اختراع رکورد دار است؟
آیا میدانستید که وسعت کره ماه به اندازه قاره استرالیاست؟
ادامه مطلب یادت نره
منو رها کن از این حس تنهایی
تو نرفتی
نه، تو هنوزم اینجایی...
……………………….
حس می کنم تو رو هر لحظه تو خودم
من عاشق همین احساس تو شدم
حست جهانمو وارونه می کنه
آرامشت منو دیوونه می کنه
…………………
باید راز بـــُزرگـــی را
به تو بگویم...
این که در نبــودَت،
آســـِمــان آبـــی نیـــــست
ادامه مطالب یادتون نره
ما که آدمیم اینقد مشهور نیستیم که خر مشهوره!!!!
یکی زیاد میخونه:خرخونه!
یکی زیاد شانس داره:خرشانسه!
یکی زیاد کیف میکنه:خر کیف میشه!
خدایا تو که خر رو اینقد با شکوه آفریدی یکیشم به ما بده باهاش بخونیم ببریمش سر جلسه کنکور شانس بده نتیجش که اومد باهاش کیف کنیم.
نظر شما چیه؟
..............................
امروز خیر سرم حوس تن ماهی کردم رفتم خریدم 8000 تومن فکر کنم با این قیمت توش پری دریایی باشه
ادامه مطلب یادت نره